احمد مجد الاسلام كرمانى

261

سفرنامه كلات ( فارسى )

راندند دولت انگليس قرارداد سالى دويست هزار تومان « 1 » وجه نقد براى تدارك قشون ايران بدولت ايران بدهد و معلمين ماهر هم براى نظام آورد و توپخانه و تفنگ و ساير لوازم جنگ را هم بايرانيان بداد و تمام اميدش اين بود كه دولت ايران بتواند در مقابل روس خوددارى كن و راه هندوستان را محكم ببندد بعلاوه دولت روس در همان ايام گرفتار حملات ناپلئون شد « 2 » و ابدا نميتوانست در

--> - فرانسه اين پيشنهاد را قبول كرد و تهران را ترك گفت و در تاريخ 22 محرم 1224 ( 9 مارس 1809 ) هيئت نظامى فرانسه وارد شهر تبريز شد . و پس از يك ماه مذاكره و معطلى در اين شهر بالاخره در تاريخ 3 ربيع الاول 1224 ( 17 آوريل 1809 ) دربار عباس ميرزا را ترك كرد . « تاريخ سياسى و ديپلماسى ايران ص 138 » ( 1 ) دولت بريتانيا با گذشت فوق العاده‌اى اين كمك هزينه‌اى بايران را به مبلغ 200 هزار تومان ( معادل 15 لك روپيه با 150 هزار ليره ) ترقى داد و قبول نمود تا موقعى كه ايران در يك جنگ مهاجمانه‌اى شركت نكند اين كمك خرج پرداخت شود . بعلاوه در قرارداد تذكر داده شده بود كه اين مبلغ در تحت نظارت سفير انگلستان به مصرف رسانيده شود . در يكى از موارد قرارداد سعى شده بود كه ايران را در انعقاد هرگونه پيمان صلح بين بريتانياى كبير و يك دولت اروپائى كه با ايران در حالت جنگ است شركت دهند و در صورت نبودن جنگ بايستى كمكهاى مالى و نظامى كرده شود و اما راجع بافغانستان بريتانياى كبير قبول كرد كه در صورت بروز جنگ بين ايران و امير دخالت نكند و ايران هم در مقابل قبول نمود كه اگر افغانستان با انگلستان وارد جنگ شود ايران فورا به آنجا حمله كند . « صفحه 449 كتاب تاريخ ايران تأليف سرپرسى سايكس » ( 2 ) همچنين ايران بطور غير مستقيم قبول نمود كه در درياى خزر نيروى دريائى نداشته باشد . روسيه در عوض ظاهرا خود را مكلف به اين دانست كه عباس ميرزا را براى بدست آوردن تاج و تخت كومك نمايد و بدين‌سان وليعهد براى منافع شخصى خود تمام سرزمينهاى مورد بحث را بروسيه واگذار نمود . دولت مزبور هم بواسطه حمله و تاخت و تاز ناپلئون نميتوانست به اين لشكركشىها ادامه دهد و شايد به كمتر از اين هم حاضر بود قبول كند . ايران از پيش خود اميدوار بود كه بوسيله افسران انگليسى موقعيت خود را مستحكم نموده و بار ديگر بجنگ بپردازد و بخت خود را بيازمايد . بعبارت ديگر اين صلح موقتى بود و نه تسويه حساب آخرين . « صفحه 456 كتاب تاريخ ايران تأليف سرپرسى سايكس »